Loading...

اطلاعات تماس

 شیراز، خیابان لطفعلی‌‌خان زند، چهارراه مشیر، چاپ پرواز

پشتیبانی
07132308657
09304302927
ارتباط پیامکی  
10009173169411

 

  

 

آمار

  • تعداد کالا: 299
  • بازدید امروز: 129
  • بازدید دیروز: 953
  • بازدید کل: 1759912

تفاوت روش تک والد تک زبان با روش آموزش از طریق زبان مادری

بازدید: 879

روش‌هایی که تاکنون در خصوص آموزش زبان دوم یا دوزبانگی در ایران انجام شده است.

 

 تاکنون با توجه به تحقیقات انجام‌شده چندین روش نوین از اروپا، آمریکا و نروژ وارد ایران شده و بنا بر آنها داده‌هایی استخراج شده و نمونه‌هایی در خصوص آموزش زبان دوم صورت پذیرفته است.

1 روش یک والد یک زبان: در این روش از ابتدای تولد هر والد به یک زبان با کودک سخن می‌گوید. تحقیقات انجام‌شده حاکی از آن است که در دنیا غالباً پدران بیشتر مایل به استفاده از این روش هستند تا مادران و در ایران به دلیل بالا بودن میزان احساسات در والدین به تازگی استفاده از این روش با کمی تعلل روبه‌رو شده است

2 - روش طبیعی: در این حالت فرد از آغار تولد یا در طول رشد خود در یک خانواده یا یک جامعه دوزبانه زندگی می‌کند و بدون هیچ گونه آموزش رسمی، از دو زبان بهره‌مند می‌شود و در نتیجه در هر دو زبان توانایی درک و کارکرد ارتباطی به دست می‌آورد.

بر اساس دیدگاه‌های نظری و پژوهش‌های انجام ‌یافته، اگر فرد در محیطی باشد که توأماً در معرض دو زبان قرار گیرد، بدون تلاشی آشکار هر دو زبان را می‌آموزد و نحوه آموختن او دقیقاً به همان شیوه یادگیری یک زبان منفرد است.

اونه‌تنها دوسیستم را می‌آموزد، بلکه آنها را از هم جدا نگه می‌دارد و می‌تواند هر زمان که ایجاب می‌کند صحبت خود را از این زبان به آن زبان تغییر دهد و حتی خیلی زود درمی‌یابد که دو سیستم وجود دارد و بنابراین بر دوزبانه بودن خویش آگاهی دارد.

دوزبانی که به این طریق کسب می‌شود بسیاروسیع است؛به دلیل اینکه کودک بر هر دو زبان تسلط کامل دارد. زیرا هر دو سیستم را کاملاً جذب کرده و قادر است به وسیله هر دو آنها بیندیشد. این شرط دوزبانه شدن معمولاً منجر به دو زبانگی «برابر» می‌شود. در این موقعیت ممکن است هر دو زبان برای فرد در حکم زبان مادری تلقی شود.

3- روش آموزشی: آموزش رسمی زبان دوم یا خارجی در سطح ملی نیز منجر به دوزبانه شدن فرد می‌شود. این نوع آموزش رسمی موجب می‌شود عده‌ای خواسته یا ناخواسته در هر کشور با یک زبان دیگر آشنا شوند و به اصطلاح «دوزبانه» شوند.

نقش وکاربرد ارتباطی زبان دوم در این دوزبانگی ممکن است در ابتدا برای یادگیرنده ناچیز باشد ولی با نقشی که فرد در جامعه می‌پذیرد و با گسترش میزان تحصیلات ممکن است کاربرد آن وسیع و تخصصی شود و در زندگی اجتماعی او نقش اساسی ایفا کند.

4- کسب خودبه‌خودی: سومین راه دوزبانه شدن از طریق کسب خودبه‌خودی یک زبان دوم پس ازدوران کودکی است.

5 - یادگیری آکادمیک: چهارمین روش کسب زبان دوم به وسیله یادگیری آکادمیک در کشور خود شخص است.این روش متداول‌ترین شیوه یادگیری زبان خارجی به شمار می‌رود.

اول / بررسی این روش‌ها بر اساس سن آغاز یادگیری

1- دو زبانگی زود هنگام: طبق نظر کاترین کوهنرت (زبانشناس) و با مطالعه کودکان دو زبانه اسپانیولیـ انگلیسی، به نظر می‌رسد هر چه فراگیری دوزبان کمتر باشد، فراگیری زبان درشرایط بهتری صورت خواهدگرفت.

1-1 دوزبانگی همزمان: کودک هردو زبان را همزمان فرامی‌گیرد. کوهنرت می‌گوید:«مشکلات تکلم زبانی در صورت آموزش همزمان و در اوان کودکی تا حد زیادی کاهش می‌یابد.» 

1-2 دوزبانگی متوالی: آموزش زبان دوم پس ازآموزش زبان اول آغاز می‌شود. به نظرمی‌رسدروندآموزش درکودکانی که به صورت متوالی به یادگیری دوزبان می‌پردازند، قانونمند است و موارد استثنا در آن به ندرت دیده می‌شود.

1-3 دوزبانگی دیرهنگام: تلاش برای زبان دوم در بزرگسالی یا بعد از سن بحرانی یا بلوغ صورت می‌گیرد.

 

 

مبانی تئوریک آموزش دوزبانگی:

آموزش دوزبانگی مبتنی بر عقل سلیم و تحقیق و تجربه است؛ عقل سلیم می‌گوید کودکان موضوعات و مواد درسی را یاد نخواهند گرفت، مگر آنکه ساختار زبان را فهمیده باشند. اسناد سابقه دانش‌آموزان از اقلیت‌های زبانی در طول تاریخ نشان می‌دهد آنها میزان افت تحصیلی بالاتر و نمرات پیشرفت تحصیلی پایین‌تری دارند و بالاخره پایه‌ای برای آموزش دوزبانه وجود دارد که نحوه فراگیری زبان را ترسیم می‌کند.

تحقیق انجام‌ یافته توسط جیم کامینز(Jim Cummins) از موسسه مطالعات و تحقیقات انتاریو در آموزش و پرورش در دانشگاه تورنتو، از اصول اساسی آموزش دوزبانه پشتیبانی می‌کند.

کامینز درصدد تشریح ماتریس نظری برای مفهومنمایی کردن (conceptualizing) مسائل درونی در حال ظهور آموزش دوزبانه است.او متغیر‌های متعددی چون مسائل فراگیری زبان دوم، افتراق واقعی نارسایی‌های یادگیری، ارزیابی مهارت‌های فکری و زبانی، اثرات دوزبانگی در تعامل خانه و مدرسه، فرم‌های مناسب تعلیم, در معرض خطر قرار گرفتن دانش‌آموزان اقلیت‌ و افراد معلول را در ماهیت توسعه مهارت‌های فکری و زبانی وارد کرده است.

به نظروی کودکانی که مهارت زبان اول را به خوبی توسعه می‌دهند ،مهار آموزش زبان دوم به حداقل کاهش می‌یابد. تئوری رشد وابستگی متقابل (developmental interdependencethaory) کامینز نشان می‌دهد رشد در زبان دوم وابسته به پیشرفت زبان اول است. آن دسته از مهارت‌های سواد که آدمی به زبان بومی فرا می‌گیرد، به زبان‌های دیگر هم منتقل می‌شود؛ به عبارت دیگر مهارت‌های سواد و راهبردهای تفکر به طور ناخودآگاه به زبان دوم انتقال می‌یابد (کامینز، 1984).

دانش‌آمورانی که به زبان بومی از نعمت سواد برخوردارند، در تشخیص واژه‌ها ماهرتر هستند و همین مهارت آنها را در خواندن به زبان انگلیسی توانا می‌سازد؛ آنها مفهوم روابط آوایی و الفبایی را درک می‌کنند (و بسیاری از اهل زبان‌های انگلیسی و اسپانیایی این‌گونه هستند).

آنهامی‌دانندچگونه ازچپ به راست و از بالا به پایین بخوانند. آنها با علائم سجاوندی و فواصل کلمات آشنا هستند و به این وافقندکه چگونه واژه‌های تازه را با کمک بافتی که در آن به کار می‌رود، بخوانند و بفهمند. اما بیش از هر چیز لازم است خواندن را به زبانی آموزش ببینند که با آن مطالب را بهتر می‌فهمند. در غیر این صورت جز بلغور کردن مشتی سخنان یاوه کاری انجام نمی‌دهند. لذا دوزبانگی باعث عملکرد بهتر ذهنی و زبانی افراد دوزبانه می‌شود.

فرضیه آستانه‌ای (thresholds hypothesis) کامینز نشان می‌دهد یک کودک برای بهره‌مندی از دوزبانگی، باید حداقل به سطح معینی از مهارت در هر دو زبان محلی و زبان دوم دست یابد. او همچنین مفهوم مهارت زیرین مشترک را معرفی می‌کند (Cummins,1984).

مهارت زیرین مشترک اشاره به وابستگی متقابل مفاهیم، مهارت‌ها و دانش زبانی موجود درسیستم پردازش مرکزی دارد.

کامینز بیان می‌کند : مهارت‌های شناختی وزبانشناسی که درزبان مادری بنا می‌شود،به سایرزبان‌آموزی فردمنتقل می‌شود.

طبق چارچوب نظری کامینز گروه‌های اکثریت در سوئد، کانادا و آمریکای به جهت قدرت و روابط خانوادگی با اعمال نفوذ بر عملکرد مدرسه‌ای تاثیر مثبت می‌گذارند، در حالی که گروه‌های اقلیت و مهاجر تحت مشکلات آموزشی به سر می‌برند.

در نتیجه فنلاندی در سوئد ، اسپانیایی و گروه‌های سیاه‌پوستان و بومیان در ایالت متحده، فرانکو ـ آنتاریون و بومیان در کانادا به توسعه ناامنی و دلسردی نسبت به ارزش هویت فرهنگی خود به عنوان پیامد تعادل با گروه‌های مسلط تمایل نشان می‌دهند (krashen,1996).

مشکلات روش‌های فوق و ضرورت ابداع روشی نوین:

 

 با در نظر گرفتن تمامی راه‌ها و روش‌های مذکور در فوق و با توجه به تحقیقات نگارش‌شده و سری روش‌هایی که به صورت فرضیه‌ای در دانشگاه‌های ما دارای مسائلی است،به بررسی اجمالی هر یک از این مشکلات می‌پردازیم.

روش یک والد یک زبان: از لحاظ روانشناسی کودک با هوشی به نام «هوش عاطفی» متولد می‌شود. این هوش خصوصیات بارز بسیار دقیق و ریزی دارد که به واسطه ارتباط عمیق امر آموزش با روح و روان کودک در اینجا به بررسی این هوش می‌پردازیم.

هوش عاطفی شیوه برخورد فرد با مسائل و فراز و نشیب‌های زندگی را نشان می‌دهد. به عبارتی هوش عاطفی مجموعه‌ای ازخصوصیات شخصیتی است که در سرنوشت و سبک زندگی فرد تاثیر دارد. این خصوصیات شخصیتی موجب می‌شود فرد از شیوه‌های مناسب برای گذران زندگی و مراحل آن استفاده کند. این افرادرضایت بیشتری از زندگی دارند و شاداب‌تر هستند.

 

هوش عاطفی و شناخت احساس دیگران

افرادی که از هوش عاطفی بالایی برخوردارند، علاوه بر اینکه احساسات خود را به خوبی می‌شناسند در شناخت احساسات دیگران نیز عملکرد خوبی دارند. این مهارت موجب می‌شود فرد بتواند دیدگاه و نظر افراد دیگر را از لحاظ احساسی درک کند و به عبارتی بتواند خود را به جای او بگذارد. داشتن چنین مهارتی سبب می‌شود فرد بتواند روابط خود را به بهترین وجه اداره کند و سازمان دهد (وب‌سایت روانشناسی کودکان)

 

چگونگی آموزش هوش عاطفی در کودکی

والدین باید بیشتر از هر چیز به فکر داشتن اطلاعات درباره احساسات و هیجانات باشند. باید محیطی را ایجاد کرد که همه به بیان احساسات خود بپردازند. از کودک خواسته شود احساسات خود را نقاشی کند یا به زبان بیاورد. احساس امنیت و فضای حمایتی نیز به این روند کمک خواهد کرد.

واقعیت آن است که کودکان هیچ‌گاه آنچه را که شما می‌گویید، انجام نمی‌دهند اما همیشه در پایان آنچه را که شما انجام می‌دهید به انجام می‌رسانند. بنابراین، پیش از اینکه ما به کودک خود فکر کنیم که چگونه می‌توانیم هوش هیجانی او را پرورش دهیم یا هیجان‌های او را مدیریت کنیم، بهتر است ابتدا به فکر فراگیری روش‌هایی برای مدیریت هیجان‌های خود باشیم، آن‌گاه خواهیم دید آنها چطور می‌توانند عواطف و احساس‌های خود را مدیریت کنند. برای پرورش هوش هیجانی و اجتماعی در فرزندان خود نباید منتظر بمانیم که خود آنها با ما ارتباط برقرار کنند؛ بلکه ما نیز باید محرکی برای برقراری ارتباط با آنها باشیم. هرچند این سخن به این معنا نیست که آنها قادر به برقراری ارتباط نیستند. زیرا آنها درست از زمانی که به دنیا می‌آیند، بدون اینکه هیچ کلمه‌ای را بشناسند می‌توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند.

والدین با صحبت کردن، مکث کردن، توجه کردن به بیان احساس‌ها و هیجان‌های نوزاد و کودک خود، دادن فرصت تمرین هیجان‌ها به او در محیط بازی، ارائه الگوی تقویت و مشاهده‌ای و نوازشگری، می‌توانند سنگ بنای ارتباط اجتماعی و پرورش هوش هیجانی را در کودکان بنا کنند (ویکی‌پدیا)[3].

همان‌گونه که مشاهده کردید تاثیر گفتمان و صحبت با کودک به قدری زیاد است که روانشناسان هیچ دوره‌ای را قابل مقایسه با تاثیرات گفتاری مادر و پدر با کودک بر گسترش مهارت‌های گفتاری و رفتاری در آینده وی نمی‌دانند. در حقیقت شنیدن صدای مادر و صحبت با او بسیار زیاد در زود حرف زدن کودک و توانایی و تسلطش بر زبان مادری سودمند است و از سوی دیگر هر چقدر زمان ارتباط کلامی و چشمی مادر با کودک بیشتر باشد،او از نظر هوش عاطفی، مهارت‌های رفتاری، شناخت احساسات، بیان احساسات و مهارت‌های اجتماعی غنی‌تر خواهد شد. ارتباط این موارد با آموزش زبان بسیار تنکاتنگ است و لازم می‌دانم پیش از پرداختن به این ارتباط به صحبت کارشناسان درباره نوع ارتباط و پیوند کلامی مادر و نوزاد توجه کنید.

نقش مادر در سخن‌آموزی کودکان 

آموزش زبان مهم است از آن باب که وسیله‌ای برای بیان اندیشه و احساس ابزاری جهت انتقال میراث فرهنگی است. شکی نیست چنین وسیله‌ای هر قدر کامل‌تر و غنی‌تر و هر چه اندیشیده‌تر باشد، مهم‌تر است. و در اینجاست که مادر نخستین کسی است که طفل چشم به او می‌گشاید و نخستین کلمه را از او فرا می‌گیرد و طفل در دامان مادر چنین وسیله و ابزاری را به دست می‌آورد و براساس آن به توجیه خود و تشریح مسائل می‌پردازد.

 

با اطلاعات ارائه‌شده در بالا نتیجه‌گیری ما این است که در روش «یک والد یک زبان» چگونه می‌توان به تمامی موارد فوق دست یافت؟

چطور یک مادر می‌تواند احساسات، صحبت‌ها، گفته‌ها و تمامی نیازهای خود و کودکش را به زبان دوم که در حقیقت زبانی بیگانه در مقایسه با زبان مادری است، بیان کند؟ در این خصوص علاوه بر صدمات «گفتاری» از جمله «تاخیر کلامی» و «اختلال گفتاری» که در کودکان دوزبانه تحت این روش روی می‌دهد -و البته گفته می‌شود دوره‌ای زودگذر بوده و رفع خواهد شد-سپری شدن این دوره با این صدمات آیا برای هر مادری خوشایند است؟ و آیا می‌توان گفت قشر وسیعی از والدین ایرانی به لحاظ داشتن «کودک دوزبانه» تن به چنین صدماتی هرچند زودگذر خواهند داد؟ چطور می‌شود والدین-و به خصوص مادر به دلیل مدت‌زمانی طولانی و پیوندی عمیق که از ابتدا بین او و جنین رخ می‌دهد- زیباترین احساسات خود را به زبان دوم بیان کنند؟ این کودک در آینده دارای مهارت‌های اجتماعی و گفتاری و دانش و بینش یک کودک تک‌زبانه خواهد بود؟ با تحقیقات وسیع انجام‌شده بر روی هزاران کودک و مادر طی سال‌های متوالی شخصاً به این نتیجه رسیدم که به عنوان مادر کمتر کسی حاضر به استفاده از راهی است که حتی یک درصد احتمال وارد آمدن آسیب به کودک باشد. و در مقابل، هستند والدینی که صرفاً به دلایل کاملاً شخصی و تمرکز بر کتاب‌ها و عدم اطلاعات کافی تنها مایل به داشتن یک کودک دوزبانه بدون تسلط بهزبان مادری یا توجه به ضررهای عدم ارتباط بهزبان مادری با فرزند خود هستند.

این روش حتی در اروپا و آمریکا نیز با مخالفت‌های بسیاری مواجه شده است:«عموماً مکالمه و ایجاد ارتباط، وقتی در روشی قرار می‌گیرد که مادر یا پدر می‌بایست به یک زبان صحبت کنند، بسیار بااهمیت خواهد بود. این بدین معنی است که کودک قادر به تشخیص دو زبانی است که با او ارتباط برقرار می‌کنند؛ این روشی است که بسیاری از والدین در پیش می‌گیرند. اما زمان‌هایی هست که کودک میان هر دوزبان وارد می‌شود و از هر دوزبان در یک زمان برای ارتباط استفاده می‌کند. گاهی نیز ترجیح می‌دهد سکوت کند و به ابراز احساست خود نپردازد. علاوه بر این در غالب خانواده‌های اروپایی یا آمریکایی در مواردی از این روش استفاده می‌شود که مادر یا پدر یکی دارای زبان مادری به جز زبان دیگری است؛ مثلاً مادر هندی یا پدر اسپانیایی است. در چنین شرایطی یک محیط کاملاً طبیعی برای کودک فراهم می‌شود اما باز هم خطرات احتمالی را به دنبال خواهد داشت.» با توجه به مطالب فوق این روش را روشی مناسب برای قشر کثیری از خانواده‌های ایرانی نمی‌دانیم.

 

- روش آموزشی: این روش عموماً برای بزرگسالانی رخ می‌دهدکه به علت درگیری شغلی با زبان به آموزش آن زبان می‌پردازند و با آن درگیر می‌شوند.

 

- کسب خودبه‌خودی : دراین روش کودک ما دیگرکودک نیست بلکه باعلاقه شخصی پس ازسپری شدن دوران کودکی خود علاقه‌مند به یادگیری زبان درمحیطی طبیعی و باروش‌های خودانتخاب‌کرده یا استفاده ازمنابع دیداری شنیداری وصوتی است. سن آموزش این روش نیز پس ازدوران کودکی است و به همین دلیل در مقوله روند نوین آموزشی ما نمی‌گنجد.

 

- یادگیری آکادمیک:دراین روش نیز خردسال یا بزرگسال از روشی کاملاً آموزشی در کلاس‌های متنوع آموزش را آغاز می‌کند. به دلیل فوق‌ الذکر این روش نیز به علت بالابودن سن آموزش وعدم انطباق آن با «اکتساب کردن» و نه «یاد گرفتن» رد می‌شود.

 

نتیجه‌گیری اولیه:

 

پس از بررسی تمامی روش‌های تحقیقاتی و آموزشی موجود به موضوع سن و دوزبانگی می‌رسیم که پیش از این گزینه‌هایی را به عنوان نمونه ارائه دادیم. با توجه به تمامی مطالب گفته‌شده می‌بینیم هنوز در کشور ما روشی که سه مورد بسیار مهم را دربر گیرد، وجود ندارد:

1 ـ تطابق فرهنگی با آنچه فرهنگ ایرانی نام دارد.

2 ـ واردآوردن صدمات به حداقل ممکن از نظر بعد روانشناختی ،رفتاری وآموزشی درکودک

3 ـ کمک به ارتقای زبان مادری وتسلط هرچه بیشترکودکان به این زبان غنی

4 ـ دردسترس بودن وفراگیر بودن امکانات وعدم وابستگی به کلاس‌ها و صرف هزینه‌های گزاف.

به همین دلیل بر آن شدیم تا روش " آموزش زبان دوم بر طبق زبان مادری " را با کمترین ضرر و بالاترین میزان پیشرفت در همه ی ابعاد در اختیار والدین ایرانی قرار دهیم. پس از چندین سال آزمایش و همراه بودن والدین از طریق وب سایت و دیگر منابع دسترسی ، با افتخار اعلام می کنیم هیچ تفاوتی بین کودکانی که از ابتدا در معرض زبان زودهنگام با هر روشی بوده اند و کودکانی که تحت تعلیم روش ما می باشند نه تنها وجود ندارد ، بلکه به دلیل تسلط بسیار بالای این کودکان به زبان مادری ، افزایش هوش هیجانی و ارتباط بسیار قوی بین مادر و کودک ، عدم استرس و وسواس مادر برای دائم صحبت کردن به زبان دوم حتا با وجود عدم تسلط وی ، همراهی و استفاده از گسترده ی بی وصفی از زمینه های آموزشی چون کاردستی  ، نقاشی، منابع دیداری و شنیداری بازی و انواع کتاب های داستان و آموزشی این کودکان در مرتبه ی بسیار بالای فرهنگی و آموزشی قرار دارند .

ما همراه به دنبال بهترین ها هستیم. می توانید نتایج کارهای ما را در آپارات مادران امروز و گروه های مجازی شناور ما مشاهده کنید .

موفق باشید.

سحر استاداقا

 

[1]. http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%87%D9%88%D8%B4%20%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%DB%8C&SSOReturnPage=Check&Rand=0

 http://zabanshenasi1388.blogfa.com/post-5.aspx

 [1] . http://en.wikipedia.org/wiki/One_person,_one_language

 [2]. http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%87%D9%88%D8%B4%20%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%DB%8C&SSOReturnPage=Check&Rand=0

 

 

هرگونه استفاده از مطالب و مقالات سایت مادران امروز فقط با اجازه ی کتبی و نام بردن از لینک و نویسنده قابل استفاده می باشد.

 



هیچ مطلبی یافت نشد