Loading...

اطلاعات تماس

 شیراز، خیابان لطفعلی‌‌خان زند، چهارراه مشیر، چاپ پرواز

پشتیبانی
07132308657
09304302927
ارتباط پیامکی  
10009173169411

 

  

 

آمار

  • تعداد کالا: 299
  • بازدید امروز: 127
  • بازدید دیروز: 939
  • بازدید کل: 1664728

دوزبانگی آری یا خیر

بازدید: 2633

 دوزبانگی برای چیست ؟

 

 

 پیش از این بسیار درباره لزوم یادگیری زبان دوم و چگونگی آشنایی و آموزش در این مقوله سخن گفته ایم. در اینجا به بیان پاره ای مطالب دیگر می پردازیم که بطور کلی زبان دوم را مورد بحث و بررسی دقیق و علمی قرار می

 دهند. فکر میکنم مادران بسیار زیادی هستند که در واقع بسیار تمایل به یادگیری زبان دوم برای کودک خود می باشند . اما در مقابله با انواع مطالب مرقوم شده درسایتها و وبلاگهای مختلف دچار شک و تردید بسیاری برای شروع این

امر مهم میگردند. سعی نموده ام سوالات مطرح و مشخصی را که ممکن است در ذهن هر مادر و والدی درباره لزوم یادگیری زبان دوم پیش آید در این مقاله مورد بحث قرار دهم.  بهمین منظور در ابتدا مقدمه ای را درباره زبان دوم

نوشته و پس از آن به عنوان نمودن تک تک سوالات مطرح و پاسخ به هر یک می پردازم. برای دسترسی به سوالات کامل تر و پاسخ های ان به بخش پرسشهای متداول سایت نیز مراجعه نمایید .

 

همانگونه که می دانید 6 سال اولیه زندگی کودک " دوران طلایی تربیت " نامیده می شود . این نام را بسیاری از روانشاسان کودک وطنی و اروپایی انتخاب کرده و برای آن هزار و یک دلیل دارند. در واقع یکی از موثرترین روند رشد

ذهنی و مغزی نیمکره راست کودک در طی این سالها انجام می شود. کودکان از تکرار می آموزند. از ابتدای تولد ذهن آنان آماه هر یادگیری هست. این که عنوان میکنیم یادگیری صرفا به منزله وادار نمودن یک نوزاد یا کودک به خواندن

یا آموختن زبان دوم نیست. بلکه منظور ما تقویت مهارتهایی است که او از ابتدا با انها به دنیای امده و مهمترین آن مهارت خوب دیدن و خوب شنیدن است . ما با ساده ترین ابزار می توانیم همین مهارتها را افزایش دهیم. بهترین روند

رشد ذهنی کودکان برای زبان دوم در طی همین سالها صورت می گیرد. دیدن کلمات و اجسام و روی هم رفته تقویت قوه بینایی یکی از کارهایی است که رد طی همین سالها و روزها انجام می پذیرد. تحریک حس شنوایی کودکان

نیز در همین روزها و ایام میتواند به بهترین شکل صورت گیرد. منظور ما از تحریک قرار دادن نوزاد در معرض صداهای بلند نیست. صداهایی همچون صدای آب صدای پرندگان صدای جنگل و دیگر موارد . شنیدن اصوات آرام ، آهنگهای

خاص کودکان یا اهنگهایی به زبان انگلیسی نیز شامل همین بخش می گردد . وقتی می گوییم ما به کودکان زبان دوم می آموزیم این ما هستیم که از لغت " آموختن " استفاده می کنیم . کودکان همه چیز را فرا می گیرند. بطور

اکتسابی. و بخصوص زبان دوم را همانند زبان مادری فرا می گیرند. این خلاقیت یک مادر یا یک نویسنده هست که با شناخت روحیات کودکان درهر سن بداند چگونه و با چه ابزاری بدون استفاده از آموزش مستقیم میتوان آنها را فقط

راهنمایی کرد. با این مقدمه و با این شناخت بسیار کلی از نحوه و وجود نیاز به آموختن از محیط به سراغ پرسشها می رویم.

 

 

" چه می شود اگر کودک من در 3 سالگی زبان انگلیسی یاد بگیرد یا 10 سالگی ؟ "

 

دقیقا مثل این است که بگوییم " چه فرقی دارد کودک 3 سالگی حرف بزند یا 7 سالگی ؟ " چه می شود اگر کودک من 3 سالگی از پوشک گرفته شود یا 5 سالگی ؟ " مهم نیست کودک در چه سنی نقاشی می کند یا چه نقاشی

میکند یا لااقل نمی شود نقاشی را به هر گونه ای به کودک آموزش داد یا در مورد نحوه انجام آن نظر کاملا روانشناسی یا هنری ابراز کرد . همچنین نمی توان گفت کودکی که در 3 سالگی دوچرخه سواری یاد می گیرد نسبت به

کودکی که در 7 سالگی این کار را فرا می گیرد از نظر تحرک و استفاده از عضلات پا و هماهنگی چشم و دست چیزی کمتر دارد. دوستانی هستند که معتقدند " مهارت با آموزش امری مجزاست " و مادرها باید محیطی فراهم کنند که

مهارت از طریق آن محیط بطور طبیعی و اکتسابی بدست آید . این سخن بسیار دقیق و متین است. اما عمیقا با لزوم یاد نگرفتن زبان انگلیسی متغایر و متمایز است . ابتدا متذکر می شوم که بسیار فرق هست میان کودکی که 3

سالگی زبان دوم را آموخته یا 7 سالگی. زبان انگلیسی یک مهارت است نه آموزش. توانایی تکلم به زبان دیگر مهارتی است که به راحتی از طریق محیط طبیعی قابل دستیابی می باشد و نیازی به هیچ کلاس خصوصی یا عمومی یا

حتی کتاب اموزشی نیز ندارد . نیاز به تکرار نیست که تکلم به هر زبانی بعنوان زبان دوم یا سوم ، ورود به دنیایی تازه با فرهنگ تازه و آشنایی با رسومات و مردمان و کشوری جدید است . وقتی شما به روش " فعالیت مدار "و " کاملا 

غیر مستقیم " و " مادرانه " محیطی مصنوعی را بار وشی طبیعی و بدور از هر کتاب و کلاس خشن و سخت فراهم سازید و بدین روش زبان دیگری را درست همانند " زبان مادری" به کودک خود یاد می دهید ،در واقع او را با دنیایی 

آشنا می سازید . اگر می گوییم تفاوت است میان این دو کودک از لحاظ سن آموزش بخاطر " پردازش ذهنی " ،  " توانایی جذب داده ها " " قدرت شنوایی و شنیداری بسیار بالا "است .

 

قدرت کشش و جذب اطلاعات زا طریق گوش دادن و دیدن و توانایی شگرف مهارت گفتاری در سنین زیر 6 سالگی است. 6 سال اولیه زندگی کودک بواسطه دارا بودن همین مزیتها است که دوران طلایی رشد او خوانده می شود

در سن 1 تا 3 سالگی کودک روزهایی را سپری میکند که مغز و ذهن او ردست مانند یک اسفنج کوچکترین کلکات غیر از زبان مادری خود را جذب و به ذهن می سپارد. حتی اگر دیگر برایش تکرار نشود. و بیشترین و درگیرترین عضو

بدن او " گوش " می باشد . پس روزهایی است که روی  " مهارت شنیداری " او از طریق گوش کردن به آهنگهای انگلیسی کار می شود. و بالای این سن ، قدرت کودک از طریق جایگذاری کلمات فرا گرفته درون جمله با استفاده از 

" گرامر نامحسوس " یعنی همان دستور زبانی که بدون آموزش در زبان مادری خود به تدریج استفاده کرده و ملکه ذهنش شده است ، به کار برده می شود. بالای سن 7 سالگی قسمتهای مختلفی از مغز که روی شنیدن و حرف زدن

به زبان دوم بسیار فعال بوده است به تدریج از فعالیت آنها کاسته می شود و بخصوص حساسیت شنیداری بسیار بسیار کم می گردد و این دقیقا همیان مشکلی است که بهترین و زبده ترین مترجمان و گویندگان زبان دوم ما با آن در

گیرند . عدم توانایی بالا. Listening / interpretation ، ضعف در انتقال جملات به زبان اصلی ،  ضعف در کنار هم چیدن کلمات ،  و وارد نمودن گرامر بطور نامحسوس و درست همانند سیمی باریک میان این کلمات ، تا هر کدام در سر

جای خود قرار گیرد  و به گونه ای که برای یک متکلم زبان قابل فهم باشد .

 

تمامی این اعمال و عوامل تنها برای کسی امکان پذیر است که در ابتدا بهز بان مادری خود مسلط باشد و دوم دایره لغتی بسیار بالا و توانایی خوب  نوشتن و خوب فهمیدن را در زبان اصلی داشته باشد.

 

در این میان ما قرار نیست کودکانی مترجم تربیت کنیم . گرچه آینده کودک ما چیزی نیست که ما برایش تصمیم بگیریم. مادر یک الگو یک راهنما است پس باید بهترین منابع اطلاعاتی را هیمشه در اختیار داشته باشد. در حال حاضر

 دیگر اینگونه نیست که کودکی که در روستا زندگی میکند و از نعمتهای اولیه نیز در مذیقه است نیازی به زبان دوم نداشته باشد. همانطور که می دانیم روستاییان بواسطه درگیری ذاتی با طبیعت و انواع تغذیه مطلوب همیشه در

 زمره نخستین رتبه های برتر مسابقات کشوری دنیا ما بوده اند. به همین دلیل و مبتنی بر اینکه ما در یک " دهکده جهانی " زندگی میکنیم تمام کودکانی که زبان دوم را در کودکی فرا می یگرند بسیار متفاوت از بزرگسالان دوزبانه ما

خواهند بود.

چون آنان مبدل به بزرگسالانی خواهند شد که در کودکی دو زبانه بوده اند .

 

چرا باید به کودک آموزش داد ؟

 

همانطور که در ابتدای کودکی ، طفل ما شنا را می آموزد . به همان دلیلی که کودک ما یک مهارت را کسب میکند. زبان دوم یک مهارت است نه آموزش. درست مانند مهارت خوب سخن گفتن ، مهارت مراقبت از خود ، مهارت آشپزی ،

مهارت برقراری ارتباط جمعی ، اعتماد به نفس بالا . تفاوت ندارد کودک در 3 سالگی بتواند دکمه لباس خود را بدوزد یا خیر. اما بسیار فرق میکند کودک در 3 سالگی بتواند به تنهایی حمام کند لباس بپوشد اتاق خود را مرتب کند. از

کلمات سنگین و زیبا تری استفاده کند. علاوه بر این زمانی که کودک ما در سن مناسب زبان دوم را فرا می یگرد در آینده یعنی در 7 سالگی به راحتی قادر به یادگیری زبانهای بعدی خواهد بود. چون اصول اولیه در مغز و ذهن او برنامه

ریزی شده است.زبان انگلیسی زبان بین المللی ماست و دور یو فرار از آن در آینده برای کودک ما مشکلات بسیار زیادی را ایجاد خواهد کرد. علاقه و یا ایجاد علاقه در آن می بایست در زمان کودکی صورت گیرد که این علاقه ماندگار و

درونی و عمیق خواهد بود اگر از ابزار درست و بدون هیچ اجبار و فشار در ان استفاده گردد.

 

فکر میکنم مادرها صرفا به دلیل علاقه شخصی خود و بخاطر رقابت ناسالم با دیگر مادران دست به آموزش کودک خود می زنند .

 

نمیتوان صد در صد عنوان کرد که چنین چیزی محال است. اما وجود یا عدم وجود این حس ارتباطی به آموزش کودک ندارد. کودک اگر طبق یک روش خاص آموزشی مدرن و علمی زبان دوم را یاد بگیرد کودک می ماند. کودک با

یادگرفتن زبان دارای تمایز و اعتناد به نفس بسیار بالاتری خواهد شد. در حال حاضر تعداد مادرهایی که حتی با نداشتن سواد و تحصیلات بسیار بالا نیاز به یاد دادن زبان را در کودک خود میبینند بسیار زیاد بوده و همچنان رو به افزایش

است. وظیفه مادر ایجاد علاقه نیست ایجاد انگیزه است. انگیزه اگر درست و سالم و بطور طبیعی انجام شود علاقه ایجاد میکند. کودکی که فقط با فعالیت و کاردستی و نقاشی و دیدن سی دی های مختلف طبق سن خود آموزش

میبیند وقتی متوجه میشود که کلام و دنیایی غیر از بان اصلی خود را می شناسد وقتی کارتونی را به زبان اصلی تماشا میکند و متوجه نیمی از حرفهای او میشود اینها ایجاد علاقه بسیار زیادی در او میکند. وظیف هر مادری است که

برای آینده کودک خود تلاش کند. اما اگر کودکانه فکر کند و پیش برود موفق تر خواهد بود .

 

چرا باید کودکی و دوران خوش کودکی او را خراب کنیم ؟

 

در این میان به اطمینان به شما عزیزان می گویم که " کودکان خود را با بازی آموزش دهید همانطور که زندگی می کنند ، میبینند و رشد می نمایند ". ما کودکان را در همین دنیای رنگارنگ و زیبایی که هستند نگاه میداریم و هرگز او را

 از دنیای خود دور نمی کنیم. کودک ضمن بازی با اسباب بازیهای خود زبان دوم را یاد میگیرد . کودک با کتابی که میخواند علاقمند به دانستن زبان می گردد. کودک با کارتونی که سراسر زیبایی و تنوع است انگلیسی را یاد می گیرد.

هرگز به وی فشاری آورده نمی شود. او در دامان مادر و همراه با او یاد میگیرد. بطور کاملا غیر مستقیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

نظرات

    ارسال نظر

    (بعد از تائید مدیر منتشر خواهد شد)